تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٩ | ٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

یکسال پیش این هنگام لحظه شماری می کردم که سال تمام شود گویا با اتمام سال تمام چیزهایی که دوست ندارم دیگر به سال جدید راه پیدا نخواهند کرد و باورم درست بود ... خواستم و شد.

برایت آرزو می کنم اگر هر مشکلی داری ... هر غمی داری ... هر چه بدی که دیدی , مریضی هایت , هر ناراحتی کوچک و بزرگت دیگر اجازه ورود به سال جدید را نداشته باشد .

چشمانت را باز کن ... دیگر بهار آمده  .... زمستان وجودت را جا بگذار .. دیگر بهار آمده

ارزو می کنم هر کسی که شاد بوده , کوله بار خوشی اش را با خود همراه داشته باشد و کوله بارش در سال جدید سنگین تر شود.

یادتون نره ... موقع سال تحویل دعا کنید ... دعا کنید که هیچ قلبی غم نبینه ... هیچ کس درد نبینه ... دعا کنید خوبی ها بیشتر و بدی ها کمرنگ تر شود. دعا کنید هر قدم که بر می داریم به زیبایی ها و راستی ها و درستی ها نزدیک شویم.

Dots

Dots

سال نو همگی اتان پیشاپیش مبارک

اینم آخرین پست سال ٨٩ چشمک

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ | ۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

شبکه اینترنت ژاپن پس از وقوع سونامی عظیم در سواحل این کشور نه تنها از کار نیفتاد ، بلکه به مرکز بحرانی کلیدی برای اطلاع رسانی و کمک رسانی  و پشتیبانی از بازمانده ها و مجروحان حادثه تبدیل شد. از سویی دیگر با در اختیار داشتن ابزارهایی مانند PersonFinder گوگل که به هزاران نفر در یافتن موقعیت عزیزانشان کمک کرد و توصیه هایی را برای کمک به حفظ بازمانده ها در اختیار کاربرانش قرار داد، و به مرکز مجازی بحران تبدیل شد. (منبع روزنامه دنیای اقتصاد)

اینو می خونم و وقتی که ایمیلم رو چک می کنم اینو می بینم.

توی تصاویری که اتفاقی می دیدم خونه ای رو دیدیم که روی آب شناور بود. بعد گفتم چه باحال ، مامانم گفت کجاش باحاله بیچاره ها بدبخت شدن می گی باحال. گفتم مامان با اون سونامی و زلزله شاید هر کشور دیگه ای با معماری ای که داره، کل خونه ریخته بود زمین ..ببین خونه روی آب مونده ، این یعنی باحال.یعنی آفرین.

butterfly

پ ن : از اینترنت مبین نت بهره می برم. حوصله ندارم خونه که می رم بشینم پای نت. یکی دوبار رفتم فیس بوک. حالا شاید عید بدردم بخوره. اینقدر خسته می رم خونه که واقعاً در حق خودم جفا می کنم اگه بازم بشینم پشت لب تاپ.  مثلاً دیروز اینقدر سرم شلوغ بود که بیشتر وقتم رو نشسته بودم. اگه نیستم هم دلیلش همینه.

پ ن 2: دیروز وبلاگم یکسالش شد. خودم که نویسنده اش بودم یادم رفت بهش تبریک بگمزبان این که خوبه ، یکی از بهترین دوستام که همیشه تولدش رو به خاطر داشتم، اینبار یادم رفت ، بعد اینکه فهمید زنده ام گفت می بینم که تولدم کلاً یادت رفته ..  و من فقط شرمنده شدم تا بعداً جبران کنم. آیا میشه بعضی چیزها رو جبران کرد؟ اینو شاید بشه از دلش درآورد . این عکس رو ببینید.



تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ | ۳:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

پشت پنجره اتاق خود نشسته و به بیرون نگاه می کند ... می توان حدس زد که به کجا سفر کرده! یا به آرزوهای خود می اندیشد ، به چیزهایی که دست نیافته و در ذهن خود درصدد دستیابی اش است یا  به گذشته و خاطراتش سفر کرده و آنها را مرور می کند. وقتی که یک لبخند میاد کنار لبش ،  شک نمی کنم که هر جا هست داره یک خاطره یا نوید خوش رو در ذهن می گذرونه. برای من هم اتفاق افتاده .. حتی اگه پشت اون پنجره قرار نگرفته باشم. ذهن ما چقدر دوست داره رویا پردازی کنه و چقدر دوست داره به عقب برگرده؟!جواب سوال را  خودتان جستجو کنید.

بیایید بیرون از این قسمت لطفاً.

دقیق که می شی روی پنجره ... می بینی اصلاً تمیز نیست. شما خونه تکانی کردید؟ حالا هم این شیشه واقعی را و هم آن شیشه مجازی را ؟ من که دوست دارم بعضی خاطرات رو که گذشته رو هنوزم شفاف ببینم به این خاطر، همیشه یک دستی به سر رو رویشان می کشم تا شفاف بمانند. اون پنجره کثیف نشان از تنبلی ام نیست .. بگذار کثیف بماند دوست دارم آنقدر کثیف باشد که حتی اگر گاهی از آن مسیر گذر کردم دید نداشته باشم.

http://www.masternewmedia.org/illustrations/Window.jpg

آفتاب اگر آفتاب باشد می تابد این را می دانیم... خورشید قادر نیست پرده زخیمی که کشیده ایم به رویش را کنار بزند. اینجور موقع ها به دستی که این پرده را کنار بزند نیاز داریم شکی نیست،  چه دستی بهتر از دست خودمان.لبخند

blue flowers

پ ن :   داشتم می رفتم جایی .. از مترو که بیرون اومدم دیدم داره برف میاد. اینقدر آروم می اومد که ناخودآگاه از این دنیا پریدم و اگه کسی بود که روحم رو میدید ، متوجه میشد که به چه حس لطیفی رسیدم. پرواز می کردم. بغل



تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

یک روزی وقتی که پی سی ام رو می گرفتم خیلی از گزینه هایی که فکرش رو نمی کردم که مورد استفاده ام قرار بگیره را حذف کردم و بعدش مورد استفاده ام قرار گرفت و کم می آورد. این شد که یه خورده بالاتر رو در نظر گرفتم.

اولین چیزی که برام مهم بود .. پردازنده اش بود که آخرینش Cori7 بود که خیلی گرونتر بود. من هم 5 گرفتم. بعد کارت گرافیک رو بالا گرفتم به هاردش توجه کمتری داشتم. چون می تونستم  یک هارد خارجی بگیرم. و ...

لب تاب ام رو گرفتم .. مارک MSI از 12 و 13 اینچ به 15.6اینچ رسیدم. ولی رزولیشن خیلی خوبی داره 1920 در 1080 همچنین صداش خیلی خوبه . وزنش نسبت به 14 اینچی ها 200 گرم بیشتر بود ولی ارزشش رو داشت. FX603 ، قیمت یک میلیون و دویست و هفتاد تومان ،

پردازنده : Intel Core i5 460M 2.53GHz 3Mb 1066MHz

حافظه اشMEM: ا 4GB DDR3 1066MHz

هارد دیسک : 640GB

کارت گرافیک:  Nvidia GT425M 1GB DDR3 Dedicated/Intel HM55 Shated

وزنش : 2/4      رنگ : مشکی

من بعد از 4 ساعت کار کردن باهاش اصلاً گرمایی در زیرش احساس نکردم در صورتی که خواهرم وایوسونی داره زود داغ میشه. امکانات جالبی داشت. از انتخابم راضی ام تا بعد چی پیش بیاد.

حالا هم دارم تحقیق می کنم که ایرانسل بهتره یا مبین نت سوال راستش یک سیم کارت ایرانسل دارم. ایرانسل یکبار سرم رو کلاه گذاشت ، اکنون بدبین شدم. احساس می کنم در کنار این همه تبلیغات خوبش یه جای کارش بد باید لنگ بزنه!!! نمی دونم بهش دوباره فرصت بدم یا نهچشمک




تاريخ : شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٧ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

شما هم عین خیلی ها حساس هستید روی این قضیه که در غذاتان مو پیدا کنید؟ فکر نکنم کسی خوشش بیاد ولی من خیلی حساس نیستم نهایتش اینه که دیگه اون غذا رو تا ته نمی خورم. ولی اگه جایی باشیم صداشو هم در نمی آورم اتفاقه دیگه ...

حالا برعکس بابای من .. از اینکه مو داخل دهانش در بیاید متنفره ... شاید باورش سخت باشه .. اگر در یک جمع ٢٠ نفری در غذای کسی مو دربیاید اون شخص پدر بنده است.

می دونید چرا؟

آخه .. چیزی که ازش متنفر هستید و این موضوع رو ابراز می کنید به سمت شما جذب میشه. این یک قانونه.

حالا این یه گزینه کوچک بود. دقت کنید ببینید چه چیزهایی بوده که شما ازش متنفر بودید و اکثر اوقات براتون اتفاق افتاده.

از هر چیزی که بدتان بیایید به سرتان می آید ؛ زیرا به آن انرژی داده اید و به خود جذب کرده اید.

در مورد فقر و ثروت هم همین است. اگر روی فقر تمرکز کنید آن را به سوی خود جذب کرده اید و  اگر به ثروت فکر کنید نیز آن را به خود جذب کرده اید.

اونهایی که مدام نگران این هستند که عزیزانشون رو از دست بدهند نه از زندگی لذت می برند هم اینکه جذب می کنید این اتفاق بد رو به سمت خودتون .. بهتر نیست به جای اینکه از الان برای اتفاقی که ممکنه اتفاق بیافته بیاندیشم به اینکه چطور لحظات خوبی را با یکدیگر بگذرانیم فکر کنیم؟

این ها همه ناخواسته است ...؟

چرا نباید تلاش کنیم خوشبختی به زندگی امان راه پیدا کند؟وقتی که احساس عشق کنیم می توانید خوشبختی را به زندگی امان راه بدهیم. می توانیم دارای زندگی جادویی بشویم.

میل خودتونه .. انتخاب با شما ...

cute flowers

پ ن : در مورد خرید لب تاپ، کلی اطلاعات خوب پیدا کردم .. حالا باید بگم هر کسی در مورد لب تاپ نیازمند کمک است می توانم راهنمایی اش کنم. مدل ام هم انتخاب کردم با توجه به پولی که می خوام هزینه کنم. تا آخر هفته می خرمش.



  • بن تن
  • زمستانه