تاريخ : جمعه ۱۳٩٠/۸/٦ | ٩:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

دست کوچولو همین طور که خیس می شد توی خیابان قدم بر می داشت تابه ایستگاه اتوبوس برسد. روی صندلی اتوبوس نشست. تو ذهنش تکرار میشد:

400 تومان میدم. حرفی که یه بغض رو تو گلوش نشانده بود. شاید با گریه کمی درونش آروم می گرفت. با خودش می گفت اگه دوباره تکرار بشه چی؟ داد بزنم؟ یعنی کار خوبی کردم که سکوت کردم و به راهم ادامه دادم .؟ یه کم که بیشتر فکر کرد دید ای بابا اون لحظه اینقدر هنگ بود که حق داشته هیچ عکس العملی نداشته باشه.

دست کوچولو یک مسیر 45 دقیقه ای رو به یاد گذشته ها پیاده اومده بود . در راه بارون شروع شده بود ؛اما از اینکه خیس بشه نمی ترسید. به انتهای راه رسیده بود , باید عرض یکی از خیابان های مرکز شهر تهران رو رد می کرد، با چادری که روی سرش بود و دیگه حسابی خیس شده بود.  کنارش آقایی داشت عرض خیابونو رد می کرد. با تلفن صحبت می کرد. وقتی که تلفنش تموم شد هنوز در کنار دست کوچولو بود.

آقاهه: عصر بخیر خانوم . من می خواستم بهتون بگم که رفتید منزل حتماً برای خودتون اسپند دود کنید. ماشاا.. . ماشاا...

دست کوچولو راهشو می رفت . انگار نه انگا که آقاهه صحبتی کرده.

آقاهه: خانوم خوش به حال همسرتون , باید نوکریتو کنه .. اینو جدی می گم.

دست کوچولو همچنان داره میره , این خیابون چراتموم نمیشه!!! قدم هاشو تند می کنه

آقاهه: 400 تومان می دم

دست کوچولو , از آقاهه جلو زده و دیگه داره میره تو پیاده رو  , یعنی به من پیشنهاد نامشروع داد؟!!!!! بعد می گه پ ن پ پیشنهاد انسانی ای داد!

-------------

دلم سوخت .. هم برای خودم , هم برای خیلی از اونهایی که دارن توی این شهر زندگی می کنند.

کی بود می گفت  که آهای خانوما حجابتونو رعایت کنید که اگه اینکارو نکنید مردها تحریک میشوند و هر بلایی سرتون اومد تقصیر بی حجابی اتون بوده. آنهایی که همه ی مشکلات این چنینی خانوم ها رو این موضوع حجاب می دانند ، دنبال یه فتوای تازه بگردند. وقتی بی حیایی رواج پیدا کنه , دیگه فرقی نمی کنه تو چه پوششی داری.

دلم پر بوداااا

lady bugs

پ ن : چه حسی پیدا می کنی این موضوع را برای یکی تعریف کنی  و اون بهت بگه چه گرون گفته , حسابی چششو گرفته بودیااااا... وگرنه نرخ 30 تا 100 تومان است.         سبز



  • بن تن
  • زمستانه