تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٧ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

تعطیلات نوروز تصمیم داشتیم که برویم اصفهان و بعدش یزد.

سه تا ماشین شدیم و حرکت کردیم، شاد و خندان ، رسیدیم نزدیک قم که متوجه شدم گوشی ام رو جا گذاشته ام ، اول سفر چنان حالم گرفته شد و ناراحت شدم که همه بهم دلداری می دادن که ناراحت نباش با گوشی ما تماس بگیر. گفتم من حالا چطوری به دوستام عید رو تبریک بگم. از همه مهمتر چطوری عکس بگیرم.ناراحت خلاصه گفتم راه برگشت که نیست ، با خودم کنار اومدم، گفتم حتماَ خدا میخواسته که کاملاَ‌از همه چیز و همه ی فکر مشغولی ها به دور باشم.

برای اینکه سفر نامه ام طولانی نشه ، در دو مطلب توضیح می دهم.

آخرین روز اسفند رسیدم اصفهان ، تا عصر استراحت کردیم. گفتیم کمی در شهر دور بزنیم ، رفتیم پل خواجو ، وحشتناک سرد بود. می لرزیدیم. بعد خیلی کوتاه میدان نقش جهان ایستادیم ولی اصلاً قادر نبودیم سرما را تحمل کنیم. (عکس)

فردا قبل از ناهار رفتیم ابتدا بقعه علامه مجلسی (عکس) , سپس سی و سه پل که  خیلی شلوغ بود. آب زاینده رود پر بود و این چقدر خوشحال کننده بود . به اعتقاد دست کوچولو سی و سه پل و پل خواجو و ... همه ی زیبایی خود را از زاینده رود دارند. هوا برخلاف دیشب کاملاً گرم بود.(  1  -   2   )

رفتیم یکی از رستوران های قدیمی که دایی ام می شناخت و بریانی خوردیم. اول گفتیم چقدر کمه , ولی واقعاً غذای سنگینی بود.  (عکس)

باغ چهل ستون را فکر نکنم کسی  در عکس ها ندیده باشد. وقتی که به نقاشی های داخل نگاه می کردم لذت می بردم و قسمتی از این مکان که نقاشی ها خراب شده بود و این تاسف بار بود. تاسف بار تر از آن اینکه مردم با اینکه تاکید می کردند که با فلاش عکس نگیرید فلاش های دوربین خود را غیر فعال نمی کردند. (  -   2   -   3   -   4  -  5  )

میدان نقش جهان  واقعاً زیبا است . کالسکه سواری دور این میدان چیزی است که هرگز از یاد کسی نخواهد رفت و اکثراً دوست دارند با اینکه زمانش کم است دور میدان را با کالسکه دوری بزندد و ما نیز همین طور بودیمچشمک وقتی که شب می خوابیدم کف پاهام می سوخت، از صبح تا شب یکسره راه رفتن چیزی جز این را به دنبال نداشت. ( -  )

روز سوم که دومین روز نوروز بود : ابتدا رفتیم منارجنبان معروف , همان مناره ای که یکی را می جنبانند و ان یکی می جنبد.عینک (عکس)

بعد از صرف ناهار در پارکی که کنار باغ پرندگان بود , به سمت کلیسای وانک حرکت کردیم. برای من و همراهانم جالب بود که چرا روی علامت صلیب بالای کلیسا کلاغ نشسته بود؟؟؟؟!!!! نقاشی های داخل کلیسا فوق العاده زیبا بود , فوق العاده زیباااا . چه خوب که عکس گرفتن ممنوع بود شاید دلیل اصلی اینکه آنجا خراب نشده بود همین موضوع بود.موزه ای که در کلیسا بود نیز دیدنی و جذاب بود.  ( 1   -   24)

وقتی که به خانه رسیدیم , تمام وسایل خود را جمع کرده  و خوابیدیم تا صبح زود آمادگی ادامه سفر خود را به سمت یزد داشته باشیم. لبخند

 

** اگه عکس ها خوب نشده ..  اولش گفتم .... با دوربین های مختلف گرفته شده.



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۸ | ۸:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

سال نو همه شما مبارک باشه ...


چه آرزویی کنم براتون ؟ سلامتی ؟ ارامش؟ عشق؟ محبت ؟ صفا ؟ رفاه ؟ ...

 

امیدوارم هر چه خوبی است در این سال نصیبتان شود و در کنار عزیزانتان بهترین خاطرات را تجربه کنید.



  • بن تن
  • زمستانه