تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٠/٢/٥ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

الان که هوا خیلی خوبه .. واقعاً‌ بهاره و بهاری

پنج شنبه با دوستانی که حدوداً یک سالی ندیده بودمشان قراری در باغ فردوس موزه سینما گذاشتیم و همدیگر را دیدیم. دیر داشتم می رسیدم که راننده تاکسی منو تجریش پیاده کرد. اولش می خواستم این مسیر رو بدوم دیدم وای بچه ها منتظرن و چقدر داره بد میشه. خلاصه خواستم بیام این سمت خیابان  که سوار تاکسی بشم،‌یک خانومی که نمیتونم بگم مسن ، در حال رد شدن از خیابان بود منتها داشت اون سمت خیابان رو می دید و من پشتش بودم .. نمی دونم چرا رد نمیشد .. من ازش جلو زدم که خیابان رو رد کنم که حرکت کرد و یهو متوجه من شد و بلند گفت : واااای ترسیدم خانوم ... من  گفتم ببخشید. برگشت گفت یعنی چی ؟! کارت خیلی زشته. گفتم چرا!! مگه چیکار کردمتعجب گفت چرا عذرخواهی کردی ؟ لابد قصدت بد بوده .. گفتم نه خانوم دیدم باعث ترس شما شدم .. خواستم عذرخواهی کنم ..وگرنه از روی عمد نبوده که! خلاصه کم مونده بود منو بزنه.

باغ فردوس تا حالا نرفته بودم. خیلی قشنگ بود. فقط این یکی رو  بدون وجود دوستان گرفتم. با دوستانم زیاد عکس گرفتیم. اینم بگم ٣٠٠٠ تومان پول دادیم تا اجازه عکس برداری بهمون دادن.

بعدش هم با یکی از از همون دوستان که صمیمی تر بودم .. رفتیم میدان تجریش ناهار، کباب  با نان داغ که خیلی چسبید  .. (عکس)

butterfly

برای جمعه هم رفتیم پارک لویزان .. البته بگم ها با خانواده و جاهای خلوتش هم نرفتیم .. نیایید یه سری هاتون بگید که اونجا سر می برن و این حرفهاااا. حواسم هست. آخه تا به هر کسی می گم پارک لویزان رفتیم انگار که رفته باشیم خودکشی همه یه جوری می گن وااای که میمونی چی بگی!

برید ادامه مطلب عکس هاش رو بببینید.


http://s1.picofile.com/file/6580970820/02_3.jpg

http://s1.picofile.com/file/6580967802/02_2.jpg

http://s1.picofile.com/file/6580965790/02_1.jpg



  • بن تن
  • زمستانه