تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٢ | ۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

آخه این دستها مگه چه قدرتی داشت. گرفت جلوی ماشین ... لابد می خواست بگه ایست.... یا می خواست بگه باور کردنی نیست !! بابا اینجا حق منه که برم. تو باید خیلی حواست جمع باشه. بالای پل هوایی امنیت هست؟!! خط عابر پیاده یعنی چی؟!!! شما می دونید؟؟... متفکر یهو از سمت راست ماشین سبقت گرفت و با سرعت خیلی زیاد جلوی پاهاش ترمز کرد...  فیلم سینمایی بود؟!!

blue flower divider

از بس هر سری خواستم برم دانشگاه رفتم گفتم زودتر می رم خسته شدم... از بس تعداد روسا زیاده که دلشون نمیاد که یکی رئیس داشته باشی ... چندتایی برای موقع لزوم رئیس وجود داره.

امروز یادم رفت زودتر بگم....

با سلام مجدد و خسته نباشید

من امروز ساعت 14 با اجازه اتان می روم.

اگر گاهی یادم میره زودتر بگم ببخشید.

(یکشنبه ها و چهارشنبه ها ساعت 14 ) دیگه فکر کنم متوجه شدید چه روزهایی پاس می گیرم.

روز خوبی داشته باشید.

 

فکر می کنید رئیس گرامی چی گفت؟

با سلام و خسته نباشید

چه رشته ای میخونید؟

چه ترمی ؟

بهر حال موفق باشی

من ازت راضی هستم


کاش جوابشو بدم و بگم که کدام کلاس و کدام طبقه هستم... شاید یهو کار اضطراری پیش اومد ....قهر

همت مضاعف و کار مضاعف بود ؟ ... یادت نره !! خواستم دوباره یادآوری بشهزبان



  • بن تن
  • زمستانه