تاريخ : شنبه ۱۳٩٢/٤/٢٢ | ٧:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

دیشب از صمیم قلب از خدا خواستم که مسیرهای اشتباه زندگی را برام ببنده , شاید زیاده خواهی هست و خدا الان پیش خودش میگه پس تو چیکاره ای , لقمه ی آماده می خواهی !!

ولی من امیدوارم به همه ی الطاف خداوندی , چرا امید نداشته باشم؟ وقتی خدا این همه مهربونه و این همه من دوستش دارم , همین که هنوز تو قلبمه یعنی کنارم نگذاشته و من امیدوارم که بیشتر و بیشتر تو زندگیم حسش کنم. البته می دونم اگه کمتر تو زندگیم بوده مقصرش خودم بودم.خجالت

 

flowers

پ ن : وبلاگی می خوندم که خانومی از روابط چندگانه جنسی اش پشیمان بود. خوشحال شدم که تصمیم گرفته بود که در راه درست قدم برداره, شما هم براش دعا کنید. منم براش از صمیم قلب دعا کردم.

پ ن 1: شنیده ام صبوری به انسان نشاط می دهد , چون توکل بر خدا نموده و قدم بر میدارد و مطمئن است که به هدف می رسد,  ولی من حس می کنم خیلی کم طاقت بوده ام گویا تحمل می کردم نه صبر,  شاید دلیل عقب ماندنم هم همین بوده.شاید.



  • بن تن
  • زمستانه