تاريخ : جمعه ۱۳٩۳/۳/٢ | ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

در اوج خستگی روزگار

آمد و گفت : اگر می توانی مثل من که اکنون با آرامش در ساحل به نظاره دنیا نشسته ام  بنشینی ... بمان.

نمی دانست که بد موقع آمده است.

ندید که در اوج پاییز آمده است.

نتوانستم بنشینم

نماندم.

blue flower divider

 پ ن : حالم خوب است. خواستن یک بحث است , توانستن یک بحث.



  • بن تن
  • زمستانه