تاريخ : سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/۱٤ | ۸:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

سلام دوست خوبم نمی خوام غمگین ببینمت.

مگه میشه که درد و غم و احساس نکرده باشی. مگه میشه که غم نیومده باشه سراغت . مگه میشه قلبت نشکسته باشه؟!! هم من هم تو غم و احساس کردیم و باهاش بودیم و در تنهایی هامون هم اشک ریختیم و حتی شاید به هق هق افتاده باشیم. کی می دونه جز خودمون. کی خبر داره از قلب هامون جز خودمون و خدامون.

می تونی بگی که یک لحظه بعد چه اتفاقی قراره بیافته. می دونی چقدر وقت داری برای زندگی و زندگی کردن؟ قبول داری خودمون تجربیات خودمون رو خلق می کنیم!!

 ما نسبت به زندگی هامون اونطوری که واکنش نشون می دیم مسئولیم.

می خوام تمام غم ها و بدبختی ها و دردهامو بیاندازم گردن یکی دیگه. بالاخره یه دیوار کوتاه پیدا میشه .. بگردی پیداش می کنی. این کار ما شده. میگی نه !! از خودت بپرس تقصیر کی بود که اون اتفاق بد برات افتاد؟ تقصیر کی بوده که اون اتفاق خوب برات افتاد؟ زود یه دیوار پیدا میکنیم .. خیلی زود هم دیوار کوتاه پیدا شده یکی می شیم.

شده با کوچکترین چیزی شاد بشید؟ شده بی تفاوت از کنار خیلی چیزها رد نشی؟ شده سعی کنی که اطرافت و یه جور دیگه ببینی ؟ شده به چیزهایی که در اطرافته که شاید خیلی هم عادی باشه با یه چشم دیگه و متفاوت تر نگاه کنی؟می گیم دنیامون یکنواخت شده. تکرار و تکرار ...... دفتر زندگی امان داره تند تند ورق می خوره و یهو آخر سال که می شه میگیم چه قدر زود گذشت!! من از این سال که گذشت هیچی نفهمیدم.

 

Divider

پ ن : می تونه مخاطب این مطلب خود تو باشی شاید هم .... .

پ ن 1:  دنیا می گه برو زندگی کن...... با اجازه اتان می خوام زندگی کنم شما چی ؟!

پ ن 2: عکس 1 – عکس 2- عکس 3- عکس 4    (آسمان بعد از یک روز بارانی)



  • بن تن
  • زمستانه