تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩ | ۳:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

خوب حالا بریم سروقت تعریف از گشتی که داشتیم.

بازارها ... من که دقیقاً به این نتیجه رسیدم که قیمت ها با تهران چندان تفاوتی نداره ... خیلی هم خرید نکردیم .. گفتیم الکی برای چی بارکشی کنیم ... میریم تهران می خریم.

شهر زیرزمینی کاریز: 16 متر زیر زمین .. عجب هوایی داشت... شاید یه دلیلش به خاطر این بود که آب در جریان بود ... سقف مملو از مرجان و صدف و سنگواره بود. از تونل های مختلف گذشتیم برخی از قسمت ها با نورهای رنگی تزئین شده بود ... بعضی جاها هم کوزه رو شکسته بودن و گذاشته بودن که مثلاً حالت قدیمی به خودش بگیره ولی خیلی تابلو بود که اصلاً قدمتی نداره چشمک . درب خروج هم یک در خیلی خوشکل بود ... که آدم و می برد به زمان قدیم. من که خوشم اومد پیشنهاد می کنم برید و ببینید. (عکس- عکس ٢- عکس ٣- عکس ۴)

شهر باستانی حریره : این مکان در حال تخریب کامل هست و نیاز اساسی به بازسازی داره ... وقتی که از این مکان دیدن می کردیم خیلی هوا گرم بود و کلافه شده بودم ... به خاطر همین خیلی سریع ازش گذر کردیم و رفتیم. اطرافش هم خشک خشک بود ....


درخت سبز: این درخت گویا در آب و هوایی چون کیش می روید و در چند جزیره دیگه هم دیده شده ... برگهاش به شکل بیضی هست و قسمت قابل توجهش تنه اونه. (عکس)

کشتی یونانی: این کشتی که انگار به گل جزیره کیش نشسته حالا شده سوژه ای برای هرکسی که میره کیش ... حدود عصر اینجا بودیم و تا غروب کامل آفتاب ماندیم. باد خوبی می وزید و دوست داشتی که دستهایت را باز کنی و خودتو روی عرشه کشتی یونانی ، اونم در زمان قدیم احساس کنی ... همین خیال هم خودش کلی لذت بخش بود ... غروب آفتاب ، حالت زیبای دریا که با باد برق می زد و موج هایی که به سنگ های ساحل برخورد می کرد ... غرق در آرامشمان کرده بود.(عکس)

کشتی تندرو: از بین کشتی های کف شیشه ای و آکواریوم انتخابمان این کشتی بود .. از اونجایی که اهل هیجان بودیم خوب بود... یه جاهایی واقعاً گفتم الانه که واژگون بشیم...  ما رو برد ساحل مرجانی و اونجا کلی ماهی خوشکل دیدیم از این ماهی ها که راه راه هستند و رنگ راه راه هایشان هم زرد است. براشون نون ریختیم دستت و که می گرفتی تو آب می اومدند اطرافت و می خواستند که دستت و بخورند ... البته نمی خوردند که ولی یه جوری می شدی وقتی که حسشون می کردی ...

پیست دوچرخه سواری: یک شب رفتیم ولی چون خسته بودیم و هم اینکه سرویس منتظرمان بود زود برگشتیم .. ولی خوب بود ...

شبی دیگر هم دوباره رفتیم و دیگه زمان دست خودمون بود از ساعت 10 رفتیم تا حدود 2 شب . خیلی لذت داشت ...  ما از پارک ساحلی دوچرخه کرایه کردیم در مسیری که انتخاب کردیم از ویلای شاه .که تقریباً تخریب شده . از ویلای یکی که اسمشو نمی گم، هتل داریوش و چند مکان دیدنی دیگه هم گذر کردیم ... این پیست گویا دور تا دور جزیره امتداد داره .. ولی ما تا یه مسیری رفتیم و بعدش مسیر پیست و گم کردیم .. اومدیم توی خیابان ها ... قبلاً سوال کرده بودیم و انگار مشکلی نیست در خیابان دوچرخه سوار بشی ... از خیابانی که گویا اسمش حافضیه بود گذشتیم .. خیلی قشنگ بود .. وسط خیابان دو ردیف درخت های نخل بلند بود که زیبایی خاصی به این خیابون داده بود ... اینقدر با سرعت می رفتم که بعضی جاها مجبور می شدم دوباره برگردم یا بایستم تا همراهانم بهم برسند ...  در حاشیه ساحل رکاب زدن ، اونم وقتی که نسیم خنکی می وزه و از شرجی هوا خبری نیست فوق  العاده است. اینقدر هم خیابان هاشون خلوته که به راحتی میشد رکاب زد و هیچ ترسی نبود از اینکه کسی مزاحمت بشه یا اینکه تصادف کنی.

خلیج نیلگون همیشه فارس ... همیشه دیدنی است و فکر نکنم از دیدنش آدم سیر بشه .... من که خیلی دوستش داشتم. فکر کن آنقدر زلال و شفاف هست که کف دریا رو می بینی...  البته در عمق های کم ..

از امنیت این جزیره خیلی خوشم اومد ... ولی یکی از کسانی که اونجا زندگی می کرد می گفت که اینجا برای زندگی اونم بصورت طولانی خیلی سخته .. باید هر ازگاهی از اینجا خارج بشی .. گفتم چرا؟ گفت : آخه اگه هوس کنی که سوار ماشینت بشی و بری پیک نیک .. نمی دونی کجاش بری که همیشه برات لذت بخش باشه .. و اونم به این خاطره که خیلی کوچولو هست... 

تو این شهر اگه سرعتت بالاتر از 60 باشه 14000 جریمه میشی ... هیچکسی سرعت زیاد نمی رفت ... هرکسی که اوایل اینجا ساکن شده تا چند ماه حسابی جریمه اش کردند .. پلیس هم با هیچکی رودربایستی نداره .. جریمه می کنه. (بوق زدن هم ممنون)

انگار از چند ماه آینده هم قراره که این جریمه به دویست هزار تومان برسه ... البته اینو یکی از بومی ها گفت .. راست یا دروغش رو مطمئن نیستم.

این بومی می گفت که دوست داره با سرعت برونه و این شده یکی از آرزوهاش

گفتم بابا این شهر که این همه آرامش داره ... این همه رعایت قانون که خیلی خوبه ... ولی انگار هر کسی از چیزی که داره راضی نیست .. به نظرم باید عاشق کیش و دریاش باشی تا مشکلات به این کوچکی برات بزرگ نشه و بتونی اونجا زندگی خوبی داشته باشی.

برای شنا هم که رفتیم ... ماهی ها کنارت شنا می کردند ....می تونستی دنبالشون کنی و گاهی هم با بدنت برخورد می کردند .. این صحنه هیچ وقت از ذهنم نمی ره . خیلی لذت بخش بود ...

پارک دلفین ها هم رفتیم ... باغ پرندگانش هم جالب بود ... فکر کنم دیگه طولانی شده .. از این قسمت چند تا عکس می گذارم.

(عکس 1- عکس 2- عکس 3- عکس 4 - عکس 5 )

 

Purple Gothic Rose

 

پ ن 1: وقتی که این همه می گشتیم ، یادم می اومد که خیلی ها هستند که پول اینکه حتی یه لذت کوچک از گشت در ایران داشته باشند و ندارند ... و این دلمو غمگین می کرد ... دوست داشتم این توانایی رو خدا بهم بده ... که امکان لذت بردن همه رو از این طبیعت های زیبای کشورمان بهشون هدیه کنم .. برن و ببیند و هر چه بیشتر عاشق خدا بشن... هر چه بیشتر و بیشتر .لبخند

پ ن 2: یکی از دوستان وبلاگی به نام بانو ... من نمی تونم وبلاگ شما رو باز کنم ... دلگیر نشو اگه بهت سر نمی زنم خانومی.

پ ن 3: جاهای زیادی رفتیم ... انگار انرژی ای که پیدا کردیم تمومی نداشت .. همش 5 ساعت می خوابیدیم و مدام در حال گشتن بودم .. خدا رو شکر خوش گذشت.

 



  • بن تن
  • زمستانه