تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

نمی دونم شما از بهار چه تصویر و چه جمله ای در ذهن می سازید!!

یکی میگه .. فصل شکوفایی

یکی می گه ... نو شدن

یکی میگه .... تازگی و طراوت

انگار وقتی که زمستون می ره .. بعد اون سرما .. یواش یواش می ریم و بهار پنجره هاشو برامون باز میکنه.

ولی حالا فکر کن بهار بدون اینکه بدونه .. در کنار یه زمستون که اصلاً‌ ظاهری شبیه زمستون نداره است ..

بمونه کنارش .. هر روز و هر روز .. با اون باشه ... باهاش صمیمی و صمیمی تر بشه

فکر می کنی چی میشه

من می گم بهار بدون اینکه بفهمه یهو میشه زمستون .... خشک میشه .. دیگه اون بهاری که من می شناختم نیست ...یعنی دیگه حس خوب رو بهم نمی ده .....

نکنه بهار دیگه بهار نباشه ....

یا نکنه .... تاثیر زمستانی که خودشو به بهار نزدیک کرده با دلی پر از ناامیدی و یاس داره بهار پر از امید و به یه بهار زمستونی .. آره به یه بهار زمستونی تبدیل می کنه!!!!

 

luv

پ ن : حس کردم یه بهار زیبا .. با یه روحیه خوب با کلی خوبی .. تغییر کرده ... بهاری که هنوزم خوبه و نمی تونه بد باشه ... ولی یه زمستون نمی گذاره که عین قدیم گل هاش شکوفا بشه و سبز بمونه ... کاش زود اینو متوجه بشه قلب

پ ن ١: بهار شما چجوریه ؟ نکنه زمستونی شده؟!! حواستون بهش هست؟!!

پ ن ٢: بهار که فقط تو فصل بهار نیستچشمک



  • بن تن
  • زمستانه