تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢۳ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

با نگاهت بیرون پنجره اتوبوسو نگاه می کنی ... نمی دونی الان باید حس امنیت داشته باشی یا اینکه ...!!!! وقتی به این همه چشم های مضطرب نگاه می کنی ناخودآگاه یه اضطرابی هم در دلت می افته .. ته دلت یه حس مسخره ای پیدا می کنی.

یعنی می گی باید تشکر کنم ؟ از چی ؟ از کی ؟ شاید هم  این سکوت های همراه ترس نشان از رضایت اجباری دارد ... شاید هم از ته دل راضی اند!! شاید شاید شاید ..  تعداد شایدهایم زیاد است. آیا می شود گفت همه چی آرومه من چقدر خوشحالم؟؟؟!!!!

star

جام جهانی در خانه ی ما شوری دیگر دارد .. وقتی از مادر عزیزم پرسیدم: حالا کدوم تیم داره بازی می کنه؟ .. بهم گفت: نمی دونم!! .. من دارم به موهای این بازیکن که چطور بافته و رنگش کرده نگاه میکنمنیشخند. ( نه که مامانم اهل مد و این حرفها باشه ها ااا .. بنده خدا تعجب کرده بود)

پدر هم که از وقتی که بازنشسته شده ... حسابی اهل فوتبال شده ... اونوقت چی؟ می شینه تفسیر می کنه .. فلان بازیکن بدرد نمی خوردتعجب .. فلان بازی خیلی خوب نبود عینکو تازه کلی از چیزهایی هم که میگه بامزه است و باید بگم بره جای فردوسی پور بشینهمژه .

با اینکه من اهل فوتبال نیستم چند دقیقه ای محو حرفه ای بازی کردنشون میشم. هر بار هم که نشستم و دیدم یکی از تیم ها زودی یه گل زده .. انگار ذوق می کنند من فوتبالشونو نگاه می کنم سریع یه گل می زنند که تشویق بشم و دوباره فوتبال بنگرم. از خود راضی زبان

.

.

این یادداشت به علت استفاده بیش از حد از پ ن در یادداشت قبلی ، فاقد پ ن میباشد. نیشخند



  • بن تن
  • زمستانه