تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٦ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

چشم هاشو بسته و داره میره ... شما هم بیایید ... جای بدی نیست ...  نیازی به هیچ چیز جز خود با ارزشتان نیست. وقتی که وارد  حیاط میشوی ، روبرویت یک خانه کاهگلی، بالکنی چوبی و پنجره های چوبی آبی رنگ ، سقفی شیروانی ، پوشیده شده از لته (تکه های چوب مرتب کنار هم چیده شده) سمت راستت روبروی خونه یه درخت گردوی خیلی بلند ، دور تا دور محوطه این درخت سنگهای بزرگ چیده شده .قسمتی از جایی که درخت واقع شده  وصل شده به پشت خانه همسایه گلهای شیپوری صورتی روییده. پدربزرگ خدا بیامرز هیچ وقت نمی گذاشت که اولین محصول درخت گردو توسط دخترها چیده بشه ، ولی همیشه وقتی که می رفت بازار ، می رفتیم و اولین محصولش رو می چیدیم از خود راضی... پدربزرگ می گفت که بار میوه ی سال بعد کم میشه.. هر سال بار درخت زیاد می شد و اون نمی دونست که هر سال ما دخترها هستیم که می پریم بالای درخت و گردوشو می چینیم. کشیک دادن هامون که بابا بزرگ الانه که از راه برسه .... اوه که یکی هم بد کشیک می داد و بابا بزرگ سر می رسید ... استرس(خووووب حسابی حساب می بردیم ).  

بیایید بریم داخل خونه .... حدود ١٠ تا پله چوبی رو که هر کدوم حدود ٣٠ سانتی متر ارتفاع داره ، به عرض ٨۵ سانتی متر طی کنید ... درب چوبی که ارتفاع چندانی نداره ، به ارتفاع بالکن باز کنید و بیایید داخل ... کف بالکن  از حصیر  و در اتاق ها نیز نمد  و  گلیم. وقتی که کوچیک تر بودم یادم میاد که مامان روی بالکن خونه نَنو * درست می کرد و ما روش می خوابیدیم. سمت راست بالکن صندوقچه بزرگی  است که یه جورایی انباری بود .. میگم بزرگ یعنی حدوداً به ارتفاع ١/۵ متر و عرض ٢ متر. هنگام وارد شدن به اتاق ها مواظب باشید چون کف اتاق کمی پایین تر از سطح بالکن است. یاد کرسی ای که درست می کردیم به خیر .. فکر نکنید  در فصل زمستان کرسی درست می کردیم .. اگه می خواهید تعجب کنید خوب باید بگم که در فصل تابستان ، ماه مرداد بود. خوب شبها سرد بود. چشمک

داخل اتاق ها هم چندین طاقچه در کنار هم وجود داره که روی یکی، چراغ گردسوز  می بینی. دورتادور اتاق با پوشش نایلونی آبی رنگ پوشیده شده  البته  در ارتفاع کم از سطح زمین و تعداد کمی هم پشتی ... پاشو بیا پنجره رو باز کن ... وقتی که پنجره رو باز می کنی باید یک پنجره ی کاملاً چوبی رو باز کنی (این پنجره یه جورایی نقش پرده رو هم بازی می کنه) تا دلت می خواد نفس بکش اینجا شک نکن که اکسیژن هوا بدون هیچ آلاینده ای و بدون هیچ منتی وارد ریه هات می شه. تا می تونی نفس بکش .. نفس بکش.لبخند وااااااای کلی نفس بکش.

بیا روی بالکن و به کوه ها که در دوردست هست نگاه کن ... این نقاشی نیست ... طبیعیه ... باور کن رویا نیست .... واقعی ایست خیال باطل

 

ببخشید دوست عزیز .. بیا برگردیم .. می دونم دوست داری اینجا زیاد باشی ولی وقته رفته...

خوب خوش گذشت.؟ امیدوارم از حال و هوای قبل مسافرت خارج شده باشی.زبان

 

* ننو ... قسمتی از گهواره که از پارچه یا چرم دوزند و از دو طرف آنرا با طناب به دو درخت یا دو دیوار متصل کنند.


flower line

 

 

پ ن : با من به خاطرات گذشته سفر کردید. شاید دوباره بردمتون .. ولی اینبار واقعی.لبخند



  • بن تن
  • زمستانه