تاريخ : سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ | ٤:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

الان که دارم این مطلب رو تایپ میکنم کم مونده که سرم بره توی کیبرد.

خوب چیه و خسته ام خمیازه لالا دارم. رفتم برای خودم چایی ریختم که بخورم. از طرفی هم کلی کار روی سرم ریخته.

قول داده بودم بگم که چهارشنبه سوری ها هر سال چه می کنیم .

خوب امسال فکر کنم بشینیم در منزل و تلویزیون تماشا کنیم. چشمک بابا یه زحمت بکشید رسم های قدیم چهارشنبه سوری رو بخونید.

خوب ما هم از روی آتش می پیرم ،تازه بگم براتون که یه شعر هم هست می خونند. زردی من از تو سرخی تو از من. می دونید یعنی چی که؟!!بعضی اوقات این جمله از طرف مادر شنیده میشه .. خیلی باحاله نیشخند من که هر وقت این چیزها رو می شنوم خندم می گیره ، خوب دست خودم نیست .

من دیگه جمع کنم برم امیدوارم از این جنگ به سلامت گذر کنیداسترس


دست کوچولو



  • بن تن
  • زمستانه