تاريخ : شنبه ۱۳۸٩/٦/٢٧ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : دست کوچولو

فیلمی که بابا از خواهر زادم گرفته:

امیررضا مشغول بازی رایانه ای بود. بابا با دوربینش سر می رسه و شروع می کنه با صحبت کردن.

پسر بابا حالش خوبه؟

- امیر رضا سرشو تکون می ده و می گه سلام.

چند تا بابایی رو دوست داری؟

- امیررضا می گه دوست دارم حرفی از تعداد نمیزنه.

بابا چندتا سوال دیگه می پرسه

- امیر رضا در کمال بی حواسی جواب می ده.

بابا داره باهاش حرف می زنه و قروبون صدقه اش می شه.

- امیر رضا دستش رو به نشانه خداحافظی تکون می ده.بای بای

بابا دوباره باهاش حرف می زنه

- امیر رضا اینبار هم دستشو تکون می ده و  هم می گه خوب دیگه کاری ندارم.بای بای

بابا ول کن بچه نیست ،  دوباره صحبت می کنه.

امیر رضا  با آرامش می گه ...   بابا بزرگ ، اینقدر حرف زدی که باختم. خداحافظ .. من الان با شما کاری ندارم . دااااارم بازی می کنم دوباره دستش رو تکون می ده .

تا بابا می خواد حرف بزنه .. سریع می گه خداحافظ.


یکی از اون طرف می گه ... یعنی ولم کن.نیشخند

دست کوچولو عین پیام بازرگانی سر می رسد و می گوید ، بعد بازی همه سوالاتو بپرسی یه جواب جدید می گیری.

Back to school

پ ن : بابا نوه هاش رو دوست داره ، اونم خیلی زیاد ... اینقدر با حوصله باهاشون بازی می کنه ، که یکی ندونه فکر می کنه که اصلاً بچه نداشته. (اینو مامان بعضی اوقات بهش می گه). 

پ ن 1: خواهر زاده هام شهر دیگه ای هستند. اگه بابا بتونه زود به زود می ره بهشون سر می زنه . ولی به هر حال فرقی نمی کنه که  وروجک ها رو دیروز دیده باشه یا یک هفته پیش ،، همیشه در حال ناز کردن عکسشون هستش .. شبها هم که بدون ناز کردن و کلی باهاشون حرف زدن نمی خوابه. می گه باید صداشون رو بشنوم. اخیراً هم که یاد گرفته فیلم چطور بگیره ..  شب ها که من خونه ام حداقل نیم ساعتی فیلم ها رو مرور می کنه.

پ ن : چند وقته که می خوام  به  یاد و نزدیک شدن به فصل بازگشایی مدارس و شور و ذوق مدرسه رفتن بچه ها ، برم برای خودم چند عدد لوازم التحریر خوشمل بگیرم. احتمالاً یکی می گیریم که رو دلم نمونه. ولی هر دفعه به یاد یکی از همکلاسی های دبستانم می افتم که دفترهایش را با پاک کن پاک می کرد تا بتواند دوباره ازشون استفاده کنه. به این فکر کردم که وقتی که اجباراً با خودکار باید تکلیف می نوشتیم چه می کرد!! اون موقع از این پاک کن ها بود. ولی دفتر پاره می شد  برای پاک کردن یک کلمه خوب بود.



  • بن تن
  • زمستانه