تاريخ : دوشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٠ | ٢:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

دکتره می گه شما اضافه وزن داری باید وزنت رو کم کنی وقتی که نگاش می کنی میبینی اون اضافه وزنش 2 برابر مریضشه ... یا مشاور کلی این و اونو راهنمایی می کنه ولی یه جاهای زندگی خودش وا می مونه که چه باید بکنه و خیلی موارد دیگه.

پست قبلی یادتونه که ؟ اول بگم من دکتر نیستم ... به نظرم برای اینکه باید و چون میخواستم اینطوری نباشم که  از این توصیه های خوب به دیگران بگم و خودم سرم بی کلاه باشه ، رفتم چیتگر دوچرخه سواری. خیلی وقت بود نرفته بودم. دوچرخه سواری بدنم کم شده بود. هوا هم خیلی خوب بود ساعتی هم رفتیم که اصلاً شلوغ نبود.(عکس) تقریباً آخرهای راه بود که نشستیم و ساندویچ خوردیم؛ یکی از دوچرخه سوارهای ماهر ما رو دید و گفت مگه چقدر رکاب زدید که این همه ساندویچ دارید می خورید. {#emotions_dlg.e28} ما که نمی خواستیم همه اش رو بخوریم ولی حرفش درست بود. {#emotions_dlg.e20}

بعدش هم رفتیم یه جایی که  "جوی آب "  داشت و خیلی قشنگ بود، دقایقی هم اونجا گذشت  و تا تونستیم از هوای خوب و مطبوع لذت بردیم. راستی نفس عمیق هم کشیدیم. 

نشسته بودم کنار جوی و به درخت های بلند نگاه می کردم و به رنگ سبز روشن برگهای درختهای عقبی که با اینکه به اواسط آبان نزدیک میشیم نه تنها زرد نشدن بلکه عین برگهای بهار تازه و نو هستند. (عکس)

rose divider

پ ن : خیلی وقت پیش یکی از دوستانم عطری زده بود که همگی امان ازش خوشمان اومده بود. اصلاً هم ندیده بودمش ، هر بار می رفتم جایی بگیرم نداشتند. دیگه اسمش هم یادم رفته بود. از خواهرم کادوی تولدمو با تاخیر گرفتم .. دقیقاً همون عطر بود ، خواهرم به پیشنهاد دوستش گرفته بود. وقتی فهمیدم همونی بوده که میخواستم خیلی  خیلی خوشحال تر شدم. (عکس)   {#emotions_dlg.e11}

پ ن 1: دیگه توصیه نکنم که ؟ خودتون می دونید که ... تا هوا سرد نشده از هوای خوب استفاده کنید. یادتونه چقدر تابستون که گرم بود دوست داشتیم خنک بشه .. آخ که دوست دارم این هوا رو ...{#emotions_dlg.e11}

پ ن 2: هنوز کلی وبلاگ هست که وقت نکردم بخونم.. سعی می کنم زودتر این وقت آزاد فراهم بشه .. بدجور گرفتام.



  • بن تن
  • زمستانه