تاريخ : چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٧ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

هیچ وقت فکر نمی کردم پاییزی که اینقدر منتظر اومدنش بودم .. خشک برگزار بشه.

پاییز بدون بارونم مگه میشه.

بازم شاکرم که اون روزها که بارون می اومد .. از لحظه لحظه اش استفاده بردم.

آخ که می خوام دستامو باز کنم و یک نفس عمیق بکشم.ولی حیف که حتی نفس عمیق هم در این هوا ضرر داره.

به یکی می گفتم کاش با هواپیمای سم پاشی تو شهر آبپاشی کنند .. از طرفی میگم مگه ما آب مورد نیاز اینکار رو داریم؟ بعد گفتم خوب می تونند از دریا بیارند .. بعد دوباره گفتم بارون مگه شور میشه؟  اصلاً‌ کی این همه هزینه رو متقبل میشه؟  و کلی از این فکرها .. خوب می خوام عمیق نفس بکشم.

لطااافت می خوام .. باااارووووووون می خوام. ناراحت دست کوچولو دلتنگ پاییزی است که زود رفته بدون اینکه آنچنان که باید، پاییز بوده باشد.

sox !!

پ ن : هوای اتاق محل کارم چند وقته خیلی بده .. ما هم که دور از پنجره ایم. تصورش رو کنید که چقدر بد بوده  که وقتی که رفتم دیروز بیرون، به همکارم گفتم به به عجب هوای خوبی .

پ ن ١: میگن دل های شکسته ارزششون زیاده و همچین با ارزشه.. خوب یک دوست دل ما رو شکست. دستش درد نکنه .... خوب .. ارزش دلمون زیادتر شد. لبخند ابرو



  • بن تن
  • زمستانه