تاريخ : یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٢۱ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : دست کوچولو

تا حالا شده با طناب کسی برید داخل چاه ؟

عروسم عروس قدیم .. بچه هم بچه قدیم ، پولم پول قدیم و .. کلاً‌ همه چی قدیم.  هااا؟

آهان می خواستم بگم استاد و دانشجو هم استاد ودانشجو قدیم.

٢ هفته که چهارشنبه ها تعطیل شد .. خُب ... به علت آلودگی ... با استادها صحبت شد که جمعه ها هم تعطیل شود. استادها هم که اخیراً‌ پایه تعطیلی شدن منتها با این تفاوت که می گن ما میاییم .. شما رو نمی دونم.چشم یعنی اگه همه نیایید مشکلی نیست. دانشجوها هم که همه کوشا برای کسب علم نمی پذیرند و می گن استاد نه بیایید  محاله ما درس نخواهیم بخونیم .. به فکر پولهایی که دادن هستند و این یعنی اوکی نمیاییم. نیشخند

تا اینجای قضیه فکر کنم رایج باشه. اینجاش مسخره است که با استاده صحبت کنید و بگه که اوکیه نیایید و یکسری ها هماهنگ کنند که فلان روزها کلاس تعطیله. آنوقت بعد این تعطیلات بری سر کلاس و با عصبانیت استاد روبرو بشی و  بگه برای همه ی کسانی که نیومدن غیبت می گذارم و بدتر اینکه بگه هر کی غیبتش به ۴ تا رسیده بره آموزش چون از نظر من حذفه.

و قیافه ی همه ی ما اینطوری بشه تعجب تعجبتعجب  

و استاد وقتی که میگه که برای آقای فلانی فقط حضور می زنم ،‌متوجه می شی که ای دل غافل یک خنگی بلند شده اومده. و منجر به این وقایع شده و تازه متوجه بشی که همون بوده که این تعطیلات را با استاد هماهنگ می کرده.

حالا حاضری وقتی که می گن شنبه هفته دیگه کلاس تعطیله و هماهنگ شده ،‌ بازم نری؟

rainbow starrys

پ ن:  دوست دارم این روزها یک کاری کنم. هر چند کوچک. فقط می خوام یه کاری کنم. امیدوارم حسین را واقعی درک کنیم و بفهمیم که پیام حسین و عاشورا  چه بوده و ما بعد این همه عمر آیا به اون رسیدیم؟   امیدوارم این روزها دلیل بشه برای فکر کردن.



  • بن تن
  • زمستانه