چه لذتی داره وقتی ...

# سر جلسه امتحان نشسته باشی و داری تلاش می کنی که سوال ها رو بتونی جواب بدی .. یهو استاد میاد و میگه هر چقدر هم که بنویسی از بیست که بیشتر بهت نمی دم پاشو برگه ات رو تحویل بده. تو بیستی.

# هوای بیرون گرم باشه دیگه بی حال کم مونده بیافتی ، همون لحظه وقتی که وارد تاکسی یا اتوبوس می شی کولر روشن باشه و  مسیر طولانی ای هم با اون وسیله طی کنی.

# از خواب بیدار شی که بری اداره ببینی که هنوز وقت داری که بخوابی.

# وقتی یه دوست خوب رو بعد از مدتها، یک روز بدون اینکه تصورش رو کنی، به طور اتفاقی ببینی.

# شب جایی خوابیده باشی که صبح با صدای آواز پرنده ها از خواب بیدار بشی ولی اینقدر سکوت محیط همراه این آواز زیبا باشه که دقایقی رو تو رختخواب بمونی و به این نوا گوش کنی.

# موسیقی ای  رو بطور اتفاقی گوش کنی که خیلی دوستش داری و برات کلی خاطره است.

# نی نی  کوچولوای  انگشتش رو تو دستات بگیره و بخوابه.

# دریا بری شنا ، ماهی های رنگارنگ قشنگ هم مدام بیان دورت بچرخن، و گاهی هم با بدنت تماس پیدا کنن.

# دوچرخه سواری کنی اونم تو یه هوای خیلی خنک و زیبا که نسیم خنک به صورتت بخوره البته جاده هم صاف باشه و سربالائی نداشته باشه .

# یهو در اوج ناراحتی یه خبر خیلی خوب بهت برسه.

# کنار ساحل نشسته باشی موج بیاد به پاهات برخورد کنه و دوباره برگرده به آغوش دریا.

# به آسمون نگاه کنی و ببینی که ابرها یه نقاشی قشنگ روی صفحه آسمون درست کردند.

# دستت و بالای یه تپه قشنگ باز کنی و بچرخی و بخندی

# بتونی تمام غم های زندگی ات رو پاک کنی

# شادی و خنده های دوستت رو ببینی ، کسی که برات عزیزه.

# بتونی به کسی کمک کنی و رضایت و خنده به لبهای یک  انسان بیاری.

و ...

Bugs Purple

پ ن : بعضی موقع ها خدا غافلگیرت می کنه ... یه موقع می ری به اوج یه موقع از گیجی ، زبونت بند میاد.

پ ن 1: امیدوارم به لذت های واقعی دست پیدا کنیم.

پ ن 2: زندگی یک لذت است ... کمی فکر کنی به این نتیجه شاید برسی. بیا روی دنیا رو کم کنیم.

/ 64 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی

همهش لذت زیادی داره...دلم دوچرخه سواری رو خواست

لیلی

دوست جوون ... ما منتظر ِ بعدیش هستیم ... بنویس میخوام بخونمت [لبخند]

جوجه کوچولو

سلام سلام... من اومدم... وای چه حسایه قشنگی دوسته من، کلی انرژی گرفتم ازت... دلم واسه همشون قیلی ویلی رفت، مخصوصا اون نی نی... [رویا] [بغل] [گل]

فرنیا

خیلی جالبه به من سر بزن و برام نظر بذار[لبخند][گل][قلب]

لیلی

کجایی دوستِ من... نیستی؟

مصطفی حاجی امیری

باسلام و تبریک اعیاد گذشته و آینده [گل] ضمناً تبریک عرض می کنم از اینکه نمره شما 20 شده است .[متفکر]

یک فنجان آرامش داغ

من عاشق فضای این عکسه شدم! چه چیزهای دوست داشتنی...ایشاا همه ی این لذتها رو بچشی...[لبخند]

بهار

سلام عزیز دلم صبحت به خیر و شادکامی[گل] واقعا وقتی یکی از این اتفاقات میوفته آدم کلی شاد میشه و تازه اون موقع ست که قدرشون رو میدونه[لبخند] آپم عزیزم خوشحال میشم بیای[قلب]

گلچهره

منم از اینایی که گفتی میخوام.[رویا] البته بعضیاش اتفاق افتاده خیلی هم صفا داشته

وحید زایری

سلام در ادامه مورد دوم ... آخر مسیر هم می بینی که حسابی سرما خوردی ! در مورد مطلب سوم یه خاطره دارم . شنیدم یکی از رفقا که اقماریه(توی کمپ زندگی میکنه) بیدار میشه میبینه ساعت شش و نیمه . سریع لباساشو می پوشه بره سر کار می بینه هوا بد جوری تاریکه و همه ماشینها و سرویسا سر جاشون هستن ! بر می گرده میبینه ساعتش رو وارونه گذاشته ![نیشخند] من مورد آخری خیلی بهم می چسبه . خیلی حال میده آدم بتونه گره از کار کسی وا کنه .[گل]