سال جدید

سال جدید حرکت های عجیب و جدید انجام دادم.

تلفنم را کلا عوض کردم تا هر از گاهی کسانی که به دروغ عاشقم بودند مجدد با من تماس نگیرند.

ایمیلم را پاک کردم , این را نمی دانم برای چه ! فقط می خواستم پاک کنم.

خاطره ی بدی را یکسال و نیم در دفتری نوشته بودم این مدت نتوانستم پاره اش کنم ... ان را نیز سوزاندم ..

کلا قرار است دست کوچولوی جدیدی شوم.

و می شوم و شاید شده ام!!!

/ 1 نظر / 17 بازدید
علی شادان

اون موقعها که میومدم به وبلاگت خیلی بسته تر از الان بودی. انگار میترسیدی بعضی حرفها رو بزنی یا حس میکردی اگه بگی به اون حاشیه امنیتت خدشه وارد میشه. الان که دوباره برگشتم به خونه ات می بینم خیلی چیزها عوض شده و واقعا تغییر کرده. بزرگتر و پخته تر شده. نوشته هات جسورتر شده. راحت از خودت و حس هات می نویسی و این واقعا تحسین برانگیزه. نمیدونم چه اتفاقی برات افتاده که اینطوری شدی. خام بدم، پخته شدم، سوختم تا هنر عاشقی آموختم امیدوارم زیاد اذیتت نکرده باشه. اما هرچی بوده ارزشش رو داشته چون الان نتیجه اش یه دست کوچولوی قویتر و شجاعتر شده. یادمه اون موقعها عکس وبلاگت یه دست کوچولو بود. هر وقت می دیدمش ذوق میکردم. انگار که داشتی میگفتی من روحم عین این دسته ظریف و لطیفه.... نمیدونم..... حس خوبی بود....[گل]